همیشه 24 ساعت مونده به تولدم یه طوری میشم
یه طوری که انگار اتومات مغزم همه داده ها و ستاده ها
همه فاجعه ها و معجزه ها
همه دوستا و دشمنا
همه رو میریزه تو یه کاسه به هم میزنه میخواد بگه کجای کاری
اینهمه عمر کردی
اینهمه شانس و بدشانسی داشتی
چیکار کردی؟
تاحالا شده کسیو به حد مرگ خوشحال کنی؟
تاحالا شده قبل از خود به کسی فکر کنی!..
اصلا دوس داری همچین کارایی بکنی؟
خوب اینا همشون آرزوهای منه
یه نفر
همیشه باید خوشحال بشه
سورپرایز بشه
شاد و پرامید تر از هر روز قبل بشه
خودشم داره اینکارا رو برا من میکنه
ولی من اعصابم از این داغونه
که فکر میکنم هرطور خوشحالش میکنم،درسته ولی همیشه میتونم بیشترهم خوشحالش کنم
دوس دارم یه کاری کنم که این شادیا،انگیزه ها
اینا همیشه بمونه همیشه ازم راضی باشه همیشه خوشحال و عاشق بمونیم
ولی بعضی وقتا یه جاهایی میرسه انگار بلد نیستی
خوب باید یاد بگیری باید تمرین کنی
همیشه خوب بودن حس عالی ای داره
که وقتی از یه مرحله به یه مرحله جلوتر میری
میتونی بفهمی چه اتفاق مهمی برات افتاده
تو الان داری کاراتو انجام میدی
کارای دانشگاتو با ذوق و شوق وعشق
مطمئنم منم دارم بهتر میشم
خوبتر و خوبتر
چه عالیه که
یه کسی هست تو زندگیم
که دوس دارم به خاطر اون همیشه بهتر باشم از قبل
بیشتر دوسش دارم همیشه از قبل
ولی خوبتر شدنم سختی داره
الان که فکر میکنم
میبینم این یادگرفتن بهترینا رو
از ته قلبم دوس دارم
حیف عمرم که تا حالا
نفهمیده بودم دوس داشتن
چقدر خوبه و چقدر لذت داره
چقدر مسئولیتای قشنگ و حرفای پرامید داره
امیدوارم روزی برسه
که همه تللاشای من،گُل بده
که بفهمی واقعا چقدر از داشتنت
راضی و خوشحال و مفتخرم
از حتی به لحظه بودن باهات
از یه بوس کوچولو
از یه صورت کف دو دست مهربونت
واقعا حس میکنم
مثل تو
که خیلی بیشتر از قبل
یا حتی تصور خودم
دوستت دارم 





